الشيخ محمود الشبستري
16
گلشن راز ( فارسى )
همان معنى كه گفتى در بيان آر * ز عين علم در عين عيان آر نمىديدم در اوقات آن مجالى * كه پردازم به دو از ذوق حالى كه وصف آن بگفتوگو محالست * كه صاحب حال داند كان چه حالست ولى بر وفق قول قايل دين * نكردم رد سؤال سايل دين پى آن تا شود روشنتر اسرار * در آمد طوطى نطقم به گفتار به عون و فضل و توفيق خداوند * بگفتم جمله را در ساعتى چند دل از حضرت چو نام نامه درخواست * جواب آمد به دل كاين گلشن ماست چو حضرت كرد نام نامه گلشن * شود زان چشم دلها جمله روشن